ترامپ و نتانیاهو


اکنون با مواضع اعلام شده ترامپ می توان گفت: هیچ تفاوتی بین رئیس جمهور افراطی آمریکا و نخست وزیر دست راستی اسرائیل وجود ندارد. قبلا شاهد برخی تفاوت ها در لفظ و نه در عمل بودیم. در دفاع همه جانبه از اسرائیل روسای جمهور امریکا با یکدیگر مسابقه می گذاشتند. مثلا اوباما اعلام کرد که هیج رئیس جمهوری در امریکا مثل او از اسرائیل حمایت نکرده است. منتها گاهی هم در دنیای تعارفات و الفاظ سهم برای فلسطینی ها قائل بودند. مانند نمایش سیاسی مضحکی که جرج بوش پسر در آخرین سال ریاست جمهوری اش در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۷ درآنا پولیس مریلند برگزار کرد و به ایهود باراک و محمود عباس ماموریت دادند که ظرف دو سال، پروسه صلح و نقشه راه را به جایی برسانند. از آن کمدی سیاسی تا به امروز بیش از دهسال گذشته است و حالا؟ ترامپ می گوید: موافق طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی نیست و فلسطینی ها بایست به دولت یهودی اسرائیل اعتراف کنند.
معنای سخن او نوعی دولت آپارتهاید جدید است. آپارتهاید در افریقای جنوبی منفور بود. هیچکس از آن حمایت نمیکرد. اکنون رئیس جمهور آمریکا با همان بیان ابلهانه و مسخره اش که بله باید اسرائیلی ها و فلسطینی ها هر دو راضی باشند وقتی هر دو با یک دولت راضی باشند من چرا موافق نباشم؟ همان لحن و زبان و بیان دلال هایی که می خواهند جنس تقلبی شان را بفروشند.
سخن ترامپ البته این یک مزیت را دارد که فلسطینی ها بیش ازاین به سیاست آمریکا دل نبندند و واقعیت را چنان که هست ببینند.
*****************telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

زخم های خانهٔ دوست!

در کتاب زکریای نبی آیه بسیار عمیق و حسرتباری وجود دارد. ایه ششم/باب سیزدهم:
و او را خواهند گفت این جراحات که در دست های تو می باشد چیست و او جواب خواهد داد آنهائی ست که در خانه دوستان خویش به آن ها مجروح شده ام.
هاشمی که از میان ما رفت، زخم هایی بر روح خویش داشت. او هر چه بیشتر زخم خورد، آرام تر و شکیباتر بود. به تعبیر آقای ناطق نوری، صبر را هم ذلّه کرده بود. وقتی از او بپرسند که این زخم ها چیست؟ آیا مثل زکریا همان پاسخ را خواهد داد؟
اظهارات یکی از فرماندهان جزئی سپاه در باره هاشمی و نیز تشکیک در اعتبار خاطراتش از سوی مشاور فرمانده سپاه، نشانه هایی ست که یکی از ارکان اصلی هتک و جرح هاشمی همچنان فعال است. سپاه و برخی ائمه جمعه و بعض مقامات قضائی و صدا و سیما، کانون های هتک و جرح بودند. گمان می رفت، بیانیه رهبری و تشییع مردم، مثل دریایی آن زخم ها و هتک ها را زدوده کند. پیداست از قضا سرکنگبین صفرا فزود و دریای تشییع حضور مردم تنها بر عمق کینه های کهنه افزوده است. پرسش این است وقتی تمامی نهاد های منسوب و منصوب به رهبری در هتک و جرح همنوا عمل می کنند. آیا آیه الله خامنه ای با چنین شیوه هایی، آن هم پس از رحلت هاشمی موافق است؟ اگر هست با کدام بصیرت؟ و اگر نیست چرا جلو منسوبان و منصوبان خود را نمی گیرد. چرا اکنون که هاشمی در میان ما نیست، و دست او از این جهان کوتاه، این ازار ها ادامه دارد. مروت که ذکرش به خیر باد، این شیوه ها که قله قساوت است. ایشان سخنان آن فرمانده سابق سپاه را شنیده اند؟ این افراد به عنوان فدائیان رهبری سخن می گویند. اینان به عنوان کسانی که غیرت انقلابی دارند ستوده می شوند.
دریای حضور مردم نشانه ای بود که:إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَـٰنُ وُدًّا
٩۶/ سوره، مریم
این مهر و محبت و عاطفه را خداوند در دلهای مردم قرار داده است. مردمی که در این دهه اخیر فقط ناسزا شنیده بودند و داستان حبس فرزندان هاشمی… آیه الله خامنه ای هم آفتاب لب بام است. آیا نمی خواهد به این ماجرای هتک و ناسزا و ضد فرهنگ اموی پایان دهد؟ ایا آن همه ناسزا و هتک امویان در باره اهل بیت پیامبر و امیرمومنان کارساز بود؟ چرا بایست آیه الله جوادی آملی مجلس بزرگداشت هاشمی را در نیمه راه سخنان آن سخنران ترک کند و بگوید: در زندگی و مرگ مظلوم بود.
**************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (9)

تاملی در باره فاجعه ساختمان پلاسکو

برخی حوادث آن چنان مهیب اند که آثارش و یاد و پژواکش فراموش نمی شود. گویی تبدیل به خاطره تلخ جمعی می شود. اگر انسان با صورت به دیواری سنگی برخورد کند، چه حسی خواهد داشت؟

حادثه ساختمان پلاسکو در ساحت ملی چنین فاجعه ای است. فاجعه آن قدر بزرگ و حساس وحسرت بار است که نمی توان و نبایست آن را در میزان منافع سیاسی و یا انتخابات سنجید، و به دنبال مچگیری بود. حادثه ابعاد مختلفی دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنم.
یکم: آیا بودجه سازمان اتش نشانی تهران و نیز همه آتش نشانی های سراسر کشور، تماما پرداخت شده ویا به هنگام پرداخت می شود؟ گفته می شود که آتش نشانان حتی لباس کار مناسب و به تعداد در اختیار نداشته اند و یا مسوول آسیب دیدن وسایل و لباسشان بوده اند.
دوم: قانون مدیرت بحران در چه شرایطی ست؟ یادم هست در سال ۱۳۵۹ که بحث سازمان دفاع غیر نظامی در مجلس اول مطرح بود، سپاه وارد صحنه شد و آن سازمان را به عنوان جزوی از بسیج ملی و بعدا مستضعفین در اختیار گرفت.
سوم: بنیاد مستضعفان بر اموال و املاک خود چه نظارتی دارد؟
چهارم: شهرداری تهران و شورای شهر چه مسوولیتی داشته اند.
پنجم: آیا درست است که بسیاری از کارگران واحد های ساختمان پلاسکو بیمه نبوده اند و به اصطلاح سیاه کار می کرده اند.
ششم: وقتی فاجعه ای رخ می دهد، به سرعت پلیس منطقه را حیطه بندی امنیتی می کند و به ماشین و عابر اجازه ورود به منطقه نمی دهد. پلیس کجا بود که مردم بالای ماشین آتش نشانی جمع شده بودند و عکس می گرفتند.
هفتم: ما چه آموزشی به مردم داده ایم که در اینگونه موارد درست رفتار کنند.

هشتم: چه کسی نظارت می کند که کپسول های آتش نشانی بیمارستان ها و سینماها و هتل ها و ادارات در روز مبادا کار می کنند یا نه؟ و چه کسانی می توانند از آن ها استفاده کنند؟
نهم: مرز بین واحد تولیدی و فروشگاه در کجاست. یادم هست ، همیشه یکی از نگرانی های دوران مسوولیتم در وزارت فرهنگ، کارگاه هایی بود که در اطراف میدان نقش جهان اصفهان کار می کردند و یک بار هم یکی از ان ها اتش گرفت.
************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)