گفتگو با جرس در باره داعش

گفت‌وگو سیاسی
تاریخ انتشار:
عطاالله مهاجرانی؛ مهار داعش بدون کمک ایران ممکن نیست
خلاصه:
جرس: بررسی دقیق اهداف گروه داعش نیازمند شناخت صحیح از تاریخچه شکل گیری این گروه و ابعاد مختلف تاثیر آن در تحولات منطقه است.
مژگان مدرس‌علوم:

عطاالله مهاجرانی؛ مهار داعش بدون کمک ایران ممکن نیست
به همین منظور "جرس" در گفت و گو با دکتر سیدعطاءالله مهاجرانی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی٬ به بررسی نقش داعش در منطقه و چگونگی مقابله با این گروه پرداخته است:

آقای مهاجرانی! به نظر شما ظهور دولت اسلامی ( داعش سابق ) تا چه حد محصول رقابت های ایدئولوژیک و ساختار سنتی سیاسی حاکم در منطقه است؟


شکل گیری داعش را- دست کم تا مرحله تعیین کننده اشغال موصل- می توانیم از سه بعد بررسی کنیم.
نخست: سازماندهی، بسیج نیرو
می توان سازماندهی و توسعه و نیز تغییر نام ها را در چند دوره برررسی کرد:
الف: ابو مصعب زرقاوی در واقع بنیانگذار حرکت جهادی- تروریستی در عراق است. ایشان پس از اشغال عراق توسط امریکا، گروهی را با عنوان: سازمان التوحید و الجهاد در سال ۲۰۰۲ تاسیس کرد. ایشان ملاقاتی با اسامه بن لادن رهبر القاعده داشت و در آن ملاقات بر حسب روایت ابوبکر بغدادی، به بن لادن گفت: من نه توقع حمایت مالی دارم و نه سلاح می‌خواهم و نه نیروی رزمنده؛ تنها به خلافت اسلامی باور دارم و با تو بیعت می‌کنم. پس از بیعت، زرقاوی نام گروه خود را تغییر داد و از عنوان سازمان القاعده عراق استفاده کرد.


ب: پس از کشته شدن زرقاوی در سال ۲۰۰۶، جانشینان او از عنوان دولت اسلامی در عراق استفاده کردند. در این مرحله «ابوعمر بغدادی» و «ابو حمزه مصری» رهبران حرکت بودند. هر دو در سال ۲۰۱۰ در بمبارانی که توسط امریکا انجام شد کشته شدند. ابوبکر بغدادی پس از آنها رهبری حرکت را بر عهده گرفت.


ج:اشغال مناطقی از سوریه، به ویژه مسلط شدن بر برخی پایگاههای نظامی و نیز مناطق نفت خیز، موجب تقویت حرکت و اعلام داعش- دولت اسلامی عراق و شام شد. این عنوان در اوریل سال ۲۰۱۳ اعلام شد.
د: عراق به دلایل متعددی زمینه مناسب برای رشد داعش را داشت. در عراق ماجرا از تظاهرات فلوجه آغاز شد و نهایتا به اشغال موصل انجامید. پس از اشغال موصل و پیشروی برق آسای داعش به سوی بغداد، به دلایلی که توضیح خواهم داد این حرکت متوقف شد٬ اما نام خود را به عنوان خلافت اسلامی یا دولت اسلامی اعلام کرد.


ابوبکر بغدادی در یکی از سخنرانی های خود این تغییر نام‌ها را نشانه ارتقا و رشد و توسعه حرکت می داند. در واقع اکنون ما از مرحله داعش عبور کرده ایم و این نام به تاریخ پیوسته است.


دوم: ماهیت اعتقادی
شعار اصلی داعش، -بعد خلافت اسلامی-؛ کتاب «یهدی و سیف ینصر» است. تاکید بر کتاب، یعنی قرآن مجید به عنوان راهنما و تاکید بر شمشیر یا سلاح به عنوان وسیله تحقق کتاب و تشکیل خلافت اسلامی و تحقق شریعت است. شاید بتوان خطبه‌های کوتاه ابوبکر بغدادی در مسجد جامع موصل را به عنوان سندی بر مبانی اعتقادی این گروه تلقی کرد. این خطبه‌ها در روز ششم ماه رمضان ایراد شده است. علاوه بر آن تعدادی از سخنرانی‌ها و پیام‌های ایشان در سایت خلافت اسلامی در دسترس است. تقریبا تمامی ایات مشهور قران مجید در باب جهاد و قتال، حدود پانزده آیه توسط ایشان خوانده شده است. تمام تاکید هم بر اجرای شریعت است و قیام دین. دمکراسی هم بتی است که بایست شکسته شود. ابوبکر بغدادی که از ایشان با عنوان خلیفه ابراهیم ابوبکر الحسینی القرشی البغدادی نام برده می شود٬ در شیوه ادای خطبه و گفتگوی با مردم موصل، کاملا از خطبه عمر بن الخطاب خلیفه دوم اسلامی تبعیت و تقلید کرد: « ای مردم من بهترین شما نیستم. اگر مرا در راه راست دیدید، از من حمایت و تبعیت کنید. اگر از راه درست منحرف شدم، مرا راهنمایی و امر به معروف و نهی از منکر نمایید، اگر از فرمان خداوند سرپیچی کردم، اطاعت من بر شما لازم نیست. » وقتی موذن اذان می گفت، ایشان با همان تکه چوب معروف اراک، بالای منبر دندان هایش را مسواک می کرد تا نشان دهد که تا چه حد به سنت ها پایبند است؛ البته ناگفته نماند که ساعت رولکس گران قیمت ایشان هم که به دست راست بسته بود، پیدا بود!


سوم: مختصات داعش

داعش در حقیقت متکی بر تجربه و سازمان و شیوه عمل و استراتژی القاعده شکل گرفت. چند مشخصه مهم قابل توجه است: یکم، جوان بودن اکثر نیروها، دوم: وابستگی به کشورها و ملت‌های مختلف، سوم: روحیه جهادی را با قهر و خشونت ترویج و تبلیغ کردن، چهارم: استفاده از امکانات رسانه های مدرن، فیس بوک و تویتر و …توجه به نشانه ها و علائم ابلاغ پیام.
در مورد بخش دوم پرسش، واقعیت این است که رقابت‌های عربی/ ایرانی و سنی/ شیعی در منطقه سال‌هاست که دامن زده می شود. صدام جنگ علیه ایران و اشغال بخش از خاک ایران در جنوب و غرب را به عنوان جهاد علیه مجوس، با عنوان نبرد قادسیه شروع کرد. در فرهنگ گفتاری و تبلیغی داعش، لبه تیز تیغ حمله متوجه شیعیان- با عنوان روافض- و نیز ایران است.


این مساله وقتی ژرفای بیشتری پیدا می کند که برخی کشورهای عربی منطقه هم از موضع رقابت با جمهوری اسلامی ایران به این تقابل‌ها دامن می زنند. البته به دلیل این که آنان استراتژي روشن و برنامه مشخصی ندارند همواره دچار تغییر موضع می شوند. چنان که حکایت آنان از طالبان و افتتاح سفارت طالبان در پاکستان و برخی کشورهای عربی نتوانست موجب بقای طالبان شود.


علاوه بر آن تجربه نشان داده است که گروه های افراطی جهادی نمی توانند در قلمرو سیاست‌های پشتیبانان خود محصور بمانند. چنان که القاعده که توسط آمریکا و عربستان و پاکستان در برابر شوروی ساخته و پرداخته شد، راه دیگری در پیش گرفت و یا صدام که در برابر ایران تقویت و تجهیز شد، نهایتا سیاست دیگری اتخاذ کرد. تونی بلر در کتاب خاطرات خود، که با عنوان سفر منتشر شده است، از این دو واقعه به عنوان اشتباهات استراتژیک آمریکا و غرب به ویژه انگلستان یاد می کند.


برخی محققان در بررسی تحولات منطقه از اخوان المسلمین دهه ۶۰ و القاعده و داعش به عنوان سه موج از بنیاد گرایی با آبشخور فکری مشترک و رویکرد سلفی یکسان در منطقه خاورمیانه نام می برند، با توجه به اینکه استراتژی‌های متفاوتی بین این سه گروه وجود دارد و اخوان المسلمین هم خود را نماینده اسلام سیاسی میانه رو می‌داند، به اعتقاد شما اشکال این تقسیم بندی در کجاست؟


اخوان المسلمین در تاریخ بیش از شصت ساله خود فراز و فرودها و تغییر خط مشی داشته است. شاید بتوان اخوان مصر را به عنوان نمونه این تغییرات و مصر را به عنوان آزمایشگاه این حرکت ارزیابی کرد. به ویژه حاکمیت اخوان پس از بهار عربی در مصر، در دوران ریاست جمهوری مرسی، شایسته دقت و توجه است. به عنوان نمونه٬ اخوان وقتی در مصر دولت تشکیل دادند، اعلام کردند که به پیمان صلح کمپ دیوید متعهد خواهند بود! موضعی که با موضع تاریخی ایشان در این باره در تضاد آشکار بود.


القاعده و داعش شباهت بیشتری با هم دارند. البته خط مشی مبتنی بر خشونت و بربریت داعش القاعده را مساله دار کرد و در مرحله‌ای در سوریه القاعده و النصره همکاری و یا ائتلاف با داعش را متوقف کردند و به نقد داعش پرداختند. با توجه به مختصات اعتقادی که برای داعش برشمردم، می توانم بگویم که همه این سه گروه در هدف مشترکند. به تاسیس دولت اسلامی و تحقق دین و اقامه شریعت پایبندند. تفاوت ها را بیشتر می توان در ساحت تاکتیک و نیز توجه به موقعیت های جغرافیایی و فرهنگی-اجتماعی تمیز داد.


چگونه یک گروه نوظهور مانند دولت اسلامی٬ توانسته مانند یک ارتش سازمان یافته عمل و به این سرعت به پیشروی خود ادامه دهد؟


پدیده داعش را به عنوان یک پدیده مرکب و نه بسیط باید بررسی کرد. اگر نقطه عطف و یا انفجاری داعش را اشغال موصل در نظر بگیریم، این اتفاق، اتفاق ساده ای نبود.
یکم: سازماندهی نیروهای بازمانده در ارتش بعثی عراق و نیروهای امنیتی صدام توسط عزت ابراهیم صورت گرفته بود.
دوم: برخی عشایر سنی منطقه شمال عراق سازمان دهی شده بودند.
سوم: برخی فرماندهان نظامی و حتی مقامات سیاسی دولت نوری مالکی خریداری شده بودند.
چهارم: داعش با استفاده از شرایط سوریه توانایی رزمی و تسلیحات پیدا کرده بود.
پنجم: حمایت های کشورهای عربی را به همراه داشت.
ششم: دولت خود مختار کردستان عراق در آغاز داعش را به عنوان یک فرصت تلقی می کرد. به عنوان نمونه اشغال کرکوک در همین وضعیت انجام شد و برخی نظامیان عراقی تطمیع شده بعدا به کردستان پناه بردند. به این ترتیب، شاهد پدیدار شدن داعش بودیم.
منابع مالی این گروه چگونه تامین می‌شود؟ آیا این منابع که این گروه را به یکی از ثروتمندترین گروه های تروریستی جهان تبدیل کرده تنها حاصل غنایم جنگی است یا حمایت های مالی برخی کشورهای منطقه به عنوان پشتوانه‌ای در قدرت‌گیری داعش ایفای نقش می‌کند؟


تردیدی نیست که داعش از امکانات مالی کشورهای عربی منطقه استفاده کرده است؛ منتها اطلاعی از میزان کمک ها در دست نیست. علاوه بر آن داعش مدتهاست که در سوریه نقت فروشی می کند. این نفت را چه کسانی خریداری کرده اند؟ پول نفت را چگونه به داعش داده اند. در همان گام نخست اشغال موصل، داعش پانصد میلیون دلار پول نقد از خزانه بانک مرکزی موصل در اختیارش قرار گرفت.


به نظر شما ظهور دولت اسلامی چه پیامدها و تاثیرهایی تاکنون در منطقه داشته است؟


در چند حوزه شاهد تحول بودیم:
یکم: عراق به نحوی شاهد یک همبستگی ملی و نیز تشکیل دولت ملی شده است.
دوم: نقش تعیین کننده مرجعیت آیه الله سیستانی در دفاع از حاکمیت و استقلال و تمامیت ارضی عراق آشکار‌تر شد.
سوم: دولت اقلیم کردستان به روشنی دیدند که نمی توانند بدون اتکا به دولت عراق و نیز ایران از خویش حمایت کنند.
چهارم: تقریبا همه کشورها وملت های منطقه و نیز جهان چهره برهنه افراط گری را دیدند.


علت انفعال کشورهای منطقه در برابر دولت اسلامی چیست و چگونه می توان این واگرایی سیاسی را به یک همگرایی مثبت در منطقه تبدیل کرد؟


شاید بتوان گفت این انفعال در حقیقت بازگشتش به رقابت‌های منطقه‌ای و اعتقادی است. به عنوان نمونه تعدادی از نمایندگان مجلس اردن، از دولت اردن خواسته‌اند که مطلقا در برابر داعش موضع نفی نداشته باشد. از سوی دیگر هم داعش، نشانه دیگری است بر درستی تفسیر ایران و استراتژی منطقه ای ایران که از آغاز با تشکیل و سازماندهی و حمایت از گروه های جهادی افراطی در افغانستان و سوریه و عراق مخالف بوده است. دیگران برایشان آسان نیست که به اشتباه در نحوه استراتژی خود و درستی خط مشی ایران اقرار کنند.


نقش و جایگاه ایران را در مهار بحران داعش چگونه ارزیابی می کنید؟


ایران از دو زاویه اعتقادی و نیز سیاسی-اجتماعی نقش مهم و تعیین کننده ای را داراست:
نخست: در تقابل با اندیشه افراطی- سلفی داعش، ایران می تواند به خوبی از اعتدال اندیشه شیعی دفاع کند.
دوم: در برابر داعش در عراق و سوریه، ایران نقش بسیار مهمی ایفا کرده است. تسلیح پیشمرگه های کرد کردستان عراق، نشانه روشنی از سرعت اتخاذ مواضع استراتژیک توسط ایران است؛ سیاستی مبتنی بر اقتدار و اعتماد به نفس.
سوم: آمریکا و غرب هم به صراحت به این نکته باور دارند که بدون ایران نمی توانند داعش را در عراق مهار و نابود کنند.
***************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)

دکتر تجویدی و رنگ سبز زمردین ورونزه!


اجلاس وزیران فرهنگ جهان در استکهلم برگزار می شد. دعوت شده بودم، ۱۵ سال پیش بود، قرار شد سر راه در پاریس توقف داشته باشیم. در یکی از سالن‌های بزرگ یونسکو ، به همت آقای دکتر آصفی سفیرمان، نشستی با ایرانیان مقیم فرانسه ترتیب داده شده بود....دکتر احسان نراقی هم بود. همان سفر مقدمه آشنایی مان با دکتر تجویدی شد. ایشان در بازدید از موزه لوور راهنمای ما بودند. شکفتگی ایشان در تالار‌های نقاشی محسوس بود. خوش لباس بودند. و بسیار نظیف و هارمونی آرام رنگ لباسشان...کت پیچازی که سبز پر رنگ می زد و بلوز یقه بسته ی زیتونی...با آرامش و دقت برای ما از تابلو‌ها می گفت. از داستان هر نقش و نقاش و ساختن رنگ‌ها و ترکیب رنگ ها...

در برابر تابلو بسیار پر عظمت و خیال انگیز عروسی در قانای جلیل، دکتر تجویدی به رنگ سبززمردینی که در لباس تعداد قابل توجهی از شخصیت‌های تابلو تکرار می شد. اشاره کرد. گویی آن رنگ شگفت سایه سبز زمردینش بر همه زنگ‌ها افتاده بود. حتا بر شانه یهودای اسخریوطی... مثل شالی همان رنگ زمردی حضور دارد... این سبز ورونزه ویژه خود اوست! شاید هم آرزوی هر نقاشی همین باشد. رنگی بسازد که کسی نساخته است!

با ویلچر دکتر تجویدی رفتیم تا سالن غذاخوری سالمندان... سالمندان غذا می خوردند. انگار قامت‌ها در همه شکسته شده بود. اما برق چشمان و جستجوگری‌شان بر قرار بود...بی قراری و انتظار همراه با سایه‌ای از یاس...

گفتم آقای دکتر لوور یادتان هست؟ رنگ سبز ورونزه؟ رنگ زندگی؟

پرستار فندک طلایی‌اش را گیراند. دکتر تجویدی با اشتیاق به سیگار پک می زد. انگار کوتاه شدن سیگار را با چشم تشخیص می دادم. مثل موجی که از ساحل بر می گردد. نمی توانست خاکستر سیگار را بتکاند. تکاندم . سیگار را میان لبهایش گذاشتم...پک عمیق و بلند...

آن روز مدتی در برابر تابلوی عظیم عروسی قانای جلیل- بزرگترین تابلو لوور- ایستادیم. مثل همین دیروز...دقت و جستجو در تمام چهره ها...آن که ویولا دستش گرفته و می نوازد...همان که لباس سفید پوشیده خود ورونزه است! پشت سرش هم نقاش دیگری ست،
تیتان... می دانید که در عروسی قانا ، مسیح با معجزه آب را به شراب تبدیل کرد. ورونزه هم از رنگ شراب ساخته است! این تابلو مستی آور است...

آسایشگاه آخرین ایستگاه بود! و دکتر تجویدی هم در آخرین ایستگاه ... خاموش شدن صدا و تحلیل رفتن قوا... اما برق چشمان و مهری که در آن بود، همان بود... همان سبز ورونزه!

گاه به یاد دوستی که می افتم... دوستی همدل و خوش محضر و پر لطف...پس از مدتی نام و یاد او با رنگی در ذهنم زنده می شود...مثلا دکتر شرف الدین خراسانی با رنگ ارغوانی...

شیخ ناظم حقانی با رنگ چشمانش، سبز پررنگی که آبی می زند...دکتر تجویدی به رنگ سبز ورونزه است! همیشه خدا آن تابلو عروسی قانا، نام ورونزه و آن رنگ سبز زمردی، نام راهنمایی را در ذهنم تداعی می کند...سبززمردین ورونزه، رنگ زندگی...

***************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)

برای سیمین بهبهانی

در افسانه ها گفته اند: شاه میداس ، به هر چه دست می زد، آن پدیده هر چه که بود طلای ناب می شد. سنگ و خاک در دستش طلا می شد. در باره پابلو نرودا شاعر شاعران امریکای لاتین هم گفته اند: واژه ها در نگاه او تبدیل به طلا می شدند.
شعر سیمین بهبهانی هم همین بود. شعر کولی را بخوانید! ببینید با واژه ها و تابلو هایی که آفریده است چه کرده است! از بخت خوش تهران که بودم به ویژه در دوران وزارت، نویسندگان و شاعران، اعضای کانون نویسندگان ایران را گه گاه می دیدم...یاد باد آن روزگاران یاد باد!
می خواستم برای سیمین بهبهانی مطلبی بنویسم. این شبه شعر، یا شعر واره، با وام گرفتن از افسانه شاه میداس و شهر نرودا، راه را بر من بست!
به سنگ اگر نگه کند طلای ناب می شود
ماندابه ی فسرده هم، موج شراب می شود
در دامن گلرنگ او، خورشید شعله می زند
وان قوی زخمی غمین؟ از غم خراب می شود
از تار شعر و پود جان، با کیمیای واژه ها
بافید و خندید و گرست، لعل لباب می شود
بر چار راه بادها، گیسو رها چون مهر و ماه
جان سراب تشنه هم، پر آب و تاب می شود
خنیاگر تنهای ما، بر گور خود ، استاده مست
هم شعله هم رنگین کمان،جان سحاب می شود
این نور نقره ای ماه، برقی ز استخوان اوست
هم خشت جان دلشده، بانگ رباب می شود
در چشم مست شعر او ایران دوباره می زید
از جادوی کلام او طلای ناب می شود

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)