خنده خون که دیده برادر!؟

برای :شهید محسن حججی
و با یاد محسن

ای سر پر شکوفه دلاور
ای شکفته زخون پای تا سر
غنچه هر رگی خنده بر لب
خنده خون که دیده برادر
سر نهادی تو بر شعله عشق
عشق هم لب نهاده چو ساغر
آهوان مست آن چشم جادو
سرخوش از باده حی داور
قامتت رشک هر سرو نازی
از حنان تو جوشیده کوثر
در ظلوم جهول مصیبت
روشن از چشم تو چشم اختر
زمهریری ست این دوزخ سرد
اشک چشم تو، آن شعله تر!


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

سخن کیسینجر را جدی بگیریم؟


ا
هنری کیسینجر که در دوران ریاست جمهوری اوباما مورد بی توجهی قرار گرفت و حتی با شکایت و صراحت گفت: « اوباما حتا یک بار هم مرا ندید و با من مشورت نکرد.» در دوره ترامپ حضور اندیشه و نظرش برجسته شده است. دیدار اخیرش با ترامپ و حمایتش از داعش و تبیین نظریه اش ضد ایران به عنوان یک کشور، ضد انقلاب اسلامی به عنوان یک نظریه انقلابی، ضد جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام حکومتی و ضد شیعه به عنوان یک مذهب اسلامی شایسته توجه و بررسی است. این چهار محور را می توان به روشنی در فصل جهارم کتاب: نظم جهانی، نوشته کیسینجر که در سال ۲۰۱۴ توسط پنگوين چاپ شده است، مشاهده کرد.
Henry Kissinger, world order, Allen Lane, 2014, chapter 4:the United States and Iran: Approaches to Order, p. 146-171
محور این فصل مبتنی بر سخنرانی آیه الله خامنه ای در سال ۲۰۱۳ در باره بهار عربی نوشته شده است. ۳۴ سطر از سخنرانی آیه الله خامنه ای در چهار محور نقل و تفسیر شده است. در بحث سنت های شیوه حکومت در ایران، کیسینجر با صراحت از تاریخ با شکوه ایران و اینکه ایران کشوری مثل دیگر کشورهای خاورمیانه نیست و با انقلاب سال ۱۹۷۹، ایران از مدار نظم جهانی خارج شده است. تاکید کرده است.
از وقتی جریان مبارزه با داعش در سوریه و عراق با پیشرفت های سرنوشت سازی روبرو شد. آزادی حلب و موصل، در دوساحت شاهد، شیوه رفتار آمریکا و البته اسرايیل و هم پیمانان عربی منطقه بوده ایم. یکم: حمایت نظامی از داعش و حتی بمباران ارتش سوریه و نیروهای حشد الشعبی در عراق گاه با محاسبه و گاه با توجیه اشتباه عملیاتی بوده و هستیم. از سوی دیگر هم تمرکز بر نقش شیعه به عنوان یک مکتب فکری و نیروهای شیعه به عنوان میلیشیای نظامی که دارند جای داعش را میگیرند . وجه نظامی را ارتش آمریکا و سیا سامان می دهند و وجه نظری را کیسینجر و واشنگتن انستیتیو. هلال شیعی که کیسینجر در سال گذشته، در لیگ دوستی آمریکا- اسراییل در نیویورک مطرح کرد و در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۶ در روزنامه فراکفورتر آلکماینه منتشر شد، نشانه نگرانی کیسینجر از نابودی داعش بوده است. سخن تازه او که به عنوان مقاله ای در دوم اوت ۲۰۱۷ با عنوان:
Chaos and order in a changing world
منتشر شده است. همان سخنان در قالبی تئوریک و صورت بند ی تازه است.
در بخش سوم این مقاله که به تحلیل اوضاع خاورمیانه از زاویه دید نظم جهانی ( جهانی که امریکا می پسندد.) پرداخته شده است. پرسش کیسنجر این است : « داعش در سوریه و عراق دارد قلمرو خلافت اسلامی خود را از دست ی دهد. منتها پرسش اساسی این است که کدام نیروها جایگزین خواهند شد. سنی های معتدل و یا شیعیان رادیکال. این سخن که گفته شده است دشمن دشمن من دوست من است، دیگر کاربردی ندارد. بلکه دشمن دشمن من، همچنان دشمن من است! زیرا با جایگزین شده نیروهای رادیکال شیعه در قلمرو داعش، امپراتوری ایران و کمربند شیعه از تهران- بغداد- دمشق تا بیروت ادامه پیدا می کند.» این سخن را ملک عبدالله پادشاه اردن که با تصمیم و معماری امریکا در زمانی که پدرش ملک حسین حیات گیاهی داشت، بر سرکار امد، برای نخستین بار مطرح کرد. در واقع سخن کیسینجر بود که در واشنگتن انستیتیوت تدارک و تفسیر و نظریه سازی شده بود و ملک عبدالله به عنوان طوطی سخنگو مطرح کرد. اکنون کیسنیجر خود با صراحت وارد صحنه شده است. و از داعش دفاع می کند. تمام سخنم این است که ریشه تروریسم القاعده و داعش و النصره و احرار الشام آمریکاست. وقتی کیسینجر از داعش در برابر ایران در همان چهار وجهی که گفتم دفاع می کند. یعنی یک شکست استراتزیک در عمل و نظر برای امریکا. یعنی این شکست میتواند مقدمه طرح جنگی دیگر در خاورمیانه باشد؟ از این جهت به کمانم می بایست سخن کیسینجر و ملاقات او با ترامپ ماجراجو را جدی گرفت.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

نمازت کی شود آخر نمازی!


چهارشنبه ۲۸ تیرماه

قرار شد برای صرف چای مغربی برویم قهوه خانه ای که درست درگوشه میدان نهم آوریل در طنجه قدیم است. این میدان در واقع قلب طنجه قدیم است. سیما الریف هم در کنار قهوه خانه است. برای کسانی که فیلم سینما پارادیسو را دیده اند، همان حال و هوا را دارد. مسجد در یک ضلع میدان بین بازار و سینماست. با مناره ای زیبا و دیوارِ بلندی که قدیمی است و دیوار تازه را مثل قاب در برگرفته است. با دکتر سماک و صالح قلاب بودم، وزیر سابق فرهنگ اردن و نویسنده - که بحثی طولانی با او داشتم- گفتم، برای نماز میروم. صدای اذان نماز مغرب در میدان پیچیده بود. نمی شد نرفت! جادوی جاذبه ای دلخواه، مثل صدایی آشنا و پر مهر تو را میخواند.
مسجد سرشار از جمعیت بود. بیشتر نمازگزاران جوان بودند. صدای امام مسجد، شیخ محمد مسمری بسیار پر لطف و موثر بود. حزن گوارایی در صدایش بود. نماز که تمام شد سمت محراب رفتم. شیخ مسمری پیرمردی بود بیش از هشتاد ساله و چند جوان دورش حلقه زده بودند. عبای مغربی پوشیده بود . چشمانی با نفوذ و مهربان و صدایی به غایت گرم. در رکعت نخست نماز مغرب سوره همزه را خواند و در رکعت دوم سوره فیل را…همین قرائت آتش یادی را در ذهنم زنده کرد. آتش به تمام قلبم و ذهن و زبانم نشت کرده و یا دمیده بود. آشنا بودم. حاج آخوند همین دوسوره را همیشه با هم در نماز صبح و یا مغرب میخواند. بعد آیه الله احمدی در نماز مغرب مسجد حاج تقی خان…سلام کردم و نام و نشان شیخ را پرسیدم. گفتم مهمان شما هستم از ایران! توضیح داد که مسمری نام قبیله شان است.
پرسیدم: دو سوره را با هم خواندید؟ پاسخ داد بله. سوره همزه تکلیف ما را با ثروت روشن می کند و سوره فیل تکلیفمان را با قدرت! نه جمع مال به انسان ارزش و هویت می دهد و نه حکومت و ارتش و فیل ها. فقط خداوندست که سرچشمه هویت و معناست…
سخن او نشانه ای بود از رابطه معنایی و ساختاری سوره ها با هم…
خاطره ای معطر از نماز در مسجد نهم آوریل طنجه قدیم و لله الحمد.
*************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)